تبلیغات
✘ ◕دفتر خاطرات پرتقالی◕ ✘ ✘ ◕دفتر خاطرات پرتقالی◕ ✘
Orangegirl

در ولایت ما بهش میگن ثابت 
شکلک ساده 979سعلامشکلک ساده 979

شکلک ساده 979خوش اومدید به دفتر خاطرات پرتقالی من!
شکلک ساده 979

شکلک ساده 979اسم من ژیناست و در حال حاظر 14-13-12-11-10 سالمه دی:)
شکلک ساده 979

شکلک ساده 979تو این وب هم خاطراتم رو مینویسم
شکلک ساده 979

شکلک ساده 979و هر کاری که تو این سن انجام میدم
شکلک ساده 979

شکلک ساده 979و هر اتفاقی که برام بیفته نوشته میشهشکلک ساده 979

شکلک ساده 979ممنون میشم نظر بدید:)شکلک ساده 979

با تبادل لینک هم100%موافقم

تولد وب:30 دی




راستیـــ ﻣَـﻦ ﮐـُﺮﺩ‌َﻡ ...✌


     
×CM()   

برگشتیومــ:) 
صَلــآمــ بهــ هَمهــ یــ شُمــآ دوستــآی پرتقالیــم

محض اطلاعتونـ مَنــ عَز مسافرتــ برگشتمـــ


حالتونــ پرتقالیعــ؟

 خودَمــ می دونمـ خیلیــ دلتنگم بودیــد

البتعــ
وظیفتونعــ

نه شوخیدَمــ خیلی خیلی ممنون از همه تونــ

رضونک دیونه اتم عاخهنگارک عشقمی خداییشحنانه بازم تولدت مبارک

و یه تشکر ویژه از پریــآ بابت رسیدگی به نهال های پرتقال وبــم

آسولا _(مهتاب عشقیــ)و_نجواعاشقتونم واقعا ممنون

دیاناااااااااااا مرسی مرسی مرسی

منم خیلی حالم خوفهــ

یکی از بهترنی سفر های عمرم بود

حال ندارم الان ولیع فردآ میام خاطره و عکساشو میزارم

خیلی یخلی ممنونم که ب یادم بودید دوستانن

راستی به خدا خعلی خسته ام ولی بعدا میام همه وباتون و یه نظر وتشکر ویژه دارم واستون

فعلا میرم خونه خاله ام واسع شام

چون خیلی خسته ایم..


به قول خانوم چمنی خیلی دوج تون دارم

بابای


     
×CM()   

عِدتون موبارکــ_باباییــ:( 

صَلآم رُفَقــآ

تعتیلاتــ نوروزُ  بهـِ دانشــ آموزآ تَبریک می گَمــ

سالــِ نُــو مُبــآرَکــ

بهــِ اُمیدهـِ یهـِ سالهـِ عالیــ

و اتفــآقـات خوبــ برایــ هَمَمونــ:

اگهـ تو سالیــ کهــ گُذَشتــ
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

رو مختونــ راه رفتمــ
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字

با اعصابتونتـ باز ی کَردَمــ
*グーミン* のデコメ絵文字

مَغتونو خوردَمــ
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

دیونهــ اتونــ کَردمـ
整理 のデコメ絵文字

خواستَمــ بِگَمــ:
グーミーズ のデコメ絵文字

تو سال جَدید هَمــ بَرنامهــ هَمینهـ


مَنــ تعتیلــآتــ میـ رَمــ مُســآفِرَتــ

 بَرآیــ هَمینــ  نیستَمــ

یــآ خِیــلیــ کَمــ هَستَمــ

میــ دونَمــ بَراتونــ خیلیـ سَختهــ

پَســ کــآمِنتــ بِدیــد واسَمــ

 وَ فَرآموشَــمــ نَکُنیــد

خیلیــ دِلَمــ واسهــِ  هَمهــ تــونــ تَنگیدهــ میشهــ



#ملیکــآاَک که رفتهــ

#نِگــارَکــ

#رضوانک

#غزلک

#پریا اَکــ

#حنانه اک

#مهتابک

# فاطمهـِ ساداتــ اَکــ

#نَسیــمَکــ

(این ک ها هم از خودمع)

کــآمِنتــ نَشهــ فَراموشــ

آهنگ وبمم گذاشتم تا در نبودم براتون کیف کنید:

 اهنگ تنهایی از سوگند:)

دوستت تون دارم زیادیی


     
×CM()   

ورود دو عضو جدید(پرند و ساسی) 
دوتا رفیق جدید هم به گروه دوستیمون پیوستند:

پرند زینلیـــ و ساینــآ حسامیـــ

از طریق طرح جابر که با بیتا و مسی همگروهی هستند

 به اکیپ ما پیوستند

البته از قدیم قدیما باهاشون دوست بودیم

طرح جابر بن حیان تو مدرسه داشتیم

که کلاس ما اصلا شرکت نکردیم و مشغول درس شدیم

ولی کلاس بروبچ(ب) همه شرکت ککنده ها از اونجا بودن

دوهفته است دارن رو طرحشون کار میکنند

اعضای اصلی این طرح:

بیتا عبدویــ-ساینــآحسایـ-پرند زینلیــ و مسلمهــ شهید یـ

بودند ولی  سارینا نهادی و اسرا عزیزی کانی جونم

کلی بهشون کمک کردند

منم نظارت داشتم و بهشون انگیزه میدادم

و اون یکی عضو اکیپمون :فــرناز یاعلیـــ

با همگروهی هاش یه طرح دیگع داشتن

که من اصلا نتونستم برم پیششون

کار هر دو عالی بود و کلی زحمتت کشیدن

 اما مال بیتا اینا یکمی خوشکلتر بود

طرحا رو فرستادن ببینم چی میشه


امیدوارم هر دو برنده باشن چون زحمت زیاد کشیدن

     
×CM()   

دلتنگی فراون:( 
سلام:)

اولین خبراینکه مسی و فری با بیتا و اسرا وسارینآ یه چن روزیه مثلا قهرن:/

سه شنبه هم یکمی دعوا کردم با هر دوتا که باهم آشت کنن

البته ناموفق بود:|

ولی دلیل اومدنم این نیست...اومدم که دلتنگیمو بگم..

چهارشنبه با فرناز و مسلمه و شوخان وچند تا از بچه های دیگه

روی صندلی های سالن پایین کنار در نشسته بودیم...

زنگ هم خورده بود

خانم فریبا مفتیان (معاون آموزشیمون) با خانم یزدانی اونم معاونه

اودن و گفتن پاشید برید سر کلاس

بعد فری گفت توورخدا خانوم یه کمی بشنیم

بعد یکی از بروبچ گف:آخر سالمونه لطفاااا

با این جمله خانم مفتیان گف باشه چن دقیقه بمونن ولی سر وصدا نکنید:)

یهو تازه یادم افتاد جدی جدی آخرسالمونه ها...

آخر سال دوران شیرین ابتدایی...

می دونم خیلی دلم تنگ میشه واسه این روزا...

واسه این قهر و آشتیایی الکی با بهترین دوستام...

واسه مسخره بازیامون تو حیاط پشتی...

واسه حرف زدن و خاطره تعریف کردنامون...

خیلی سخته که بخوای  یهو با هم دل بکنی از همه خاطرات شیرینت

خیلی سخته رفتن از از مدرسه که تموم  ناخوشی هاشم خوش بود!

خیلی سخته....

آروم آروم به آخراس سال نزدیک میشیم و دل هامون پر از ترس و دلتنگی میشه..

ما هم مثله همه ششمی های مدرسه ها

یه روز به این مدرسه اومدیم و خوب میدونستیم که یه روز ما هم باید بریم...

چند سال پیش عده ای آمدند و رفتند

پار سال هم کسانی رفتند و پایه شمشم را برای ما جا گذاشتند

و امسال...

نوبت ما رسیده ...

و ما هم میریم

خیلی دلم تنگ میشه خیلی...

برای کلاسها.برای دویدن توی سالن...

برای نمایش هایی که باز ی میکردیم...

دلم تنگ میشه واسه همه چی...

نمی خوام امسال تموم شه...

برای اولین بار نمی خوام تابستون بیاد...

نمی خوام سال دیگه بیاد..

می خوام تا همیشه کلاس ششم مدرسه ی بهاران سقز بمونم..

چقدر دلتنگ میشم واسه حیاط مدرسه

واسه دزدکی رفتن به حیاط پشتی...

واسه خاطرات خنده دار مون..

واسه روز اول سال که فهمیدم از کلاس بهترین دوستام جدام:(

واسه روزای یکه فکر میکردم بچه ها فراموشم کردن که یهو پیداشون میشد و می گفتند:

ژژژژینوووسسس بیـــآ!

واسه روزای یکه با شوق خاطرات بیتا و"م" رو دنبال میکردیم

و یا روزایی که  اسرا از "نــ" حرف میزد

واسه"نظافت نیمی از ایمان است"که مربوط میشه به فری و اسرا

واسه وقتایی که مرتبط به مسلمه می گفتیم"سرکوتو بیت" که اخرشم اشکش در اومد

واسه روزایی که فرناز با مسلمه و بر بچ بسکت سنندج بودن

و ما ها چقدر با اشتیاق باهاشون حرف میزدیم و دنبالشون می کردیم...

واسه روزهای قشنگی که داشتیم..

واسه یادگاری نوشتن رو دیوار های حیاط پشتی...

واسه آزار و عظیت بچه های بوفه از حیاط پشتی:

که با کفشامون میکوبیدم به دیواری که مربوز میشد به بوفه

و میگفتیم:پفیلاااااااا

بعدشم الفراررر که معاونین ما رو نبین...

خدا میدونه سال دیگه هر کدمونن کدوم مدرسه ایم

خدا می دونه....

اما هیچ وقت فراموشتون نمی کنم رفقای خوبم..


Image result for ‫می رسد روزی که ب یهم میشویم یک به یک‬‎


#ژامبسف

     
×CM()   

اسم های جدید:)-جلسه دوستی:)-زنک تفریخ با خانم معلم عزیز م:)) 
سلوم:)

اول اینکه امروز تولد فرناز ژوونم بود:

تولدش مبارک ایشالا 100 ساله شه(تهرونیی)

در کل امروز  هر کاری میکرد می گفت :امروز تولدمه عیب نداره:|

 و اینکه امروز وقتی زنگ 3

کلاس ما

دیر تر رفت حیاط

 چون داشتیم یاداشت می کردیم

بعد یهو در با شدت عجیبی باز شد و بیتا داد زد:ژینـــــــوسسسسس!

بعد یهو متوجه شد خانم اعظمی تو کلاسه


البته اصلا از رو نرفت

بلکه با همون لحن شبیه به فریاد گف: ببخشیدژینا کجاست؟

خانم اعظـمی هم  خعلی خونسرد:حالا چی کارش داری؟

بیتــآ:جلسه داریم!

من:جلسه ی شوراآ؟

بیتــآآ:نوچ جلسه ی دوستی!

کلاس رفت رو هورا اصلا

بعد با بیتا  رفتیم اتاق پشتی مدرسه(جای همیشگیمون)

مسلمه و سارینا با اسرا اونجا بودن

قرار شد اسم باحال انتخاب کنیم واسه خودمون

عسم من همون اول شد :ژینــــوسـ


کلی هم راضی بودم


برای بیتــآ: بینوســ

برای سارینــآ: سینوسـ(تو امتحان علوم و ریاضی یادمون نره)


برای اسرا: آنوســ(خیلی خوشکله ها)

برای مسلمهـ : همونــ مسی یا مسی کچل خودمون

البته خودش مایل بود بشه:مینوســ
ولی گوش ندایدم

بعدشم زنگ بعدی بیتا خانوم اومد کلاس ما

خانم اعظمی هم بیرون نرفت همه بچه ها دورش جمع شدیم

 بیتا و اسرا(کلاس خانم مرادی هستن) اونا هم بودن و با صمیت فراوان حرف میزدیم

الان دیگه تقریبا هر روز یه زنگش بیتا اسرا میان و دور خانم معلم ما می حرفیم

روزایه خیلی خوبیه:)

و لحظات پر خنده و شادی...

#ژامبسف





     
×CM()   

دلــ نوشتهـــ1 
  • روزهـا مـیـگُـذَرَن‍ـد ... و مَنـ هـَر روز ... دُنـیـا را ب‍ـیـش‍ـتـَر مـیـشـِنـاسـَمـ‍ ... عـاقـِلـ
  • روزهـا مـیـگُـذَرَن‍ـد ... و مَنـ هـَر روز ... دُنـیـا را ب‍ـیـش‍ـتـَر مـیـشـِنـاسـَمـ‍ ...

    عـاقـِلـ تـَر مـیـشـَوم‍ـ ... دیـگـَر کَـمتـَر رویـا مـیـبـافَـمـ‍ ... وَ دیـرتَـر آدَمـهـا را بـاوَر مـیـکُـنَـمـ ‍...

    روزهـا مـیـگُـذَرَنـد ... و مَن‍ـ هـَر روز ...

    بیشتَر اَز دُنیاۍ سادهـِ و زیبــآیــِ یــ کودَکــیــ اَمــ...ـ‍ فاصِلِہ میگیرَم‍ـ :)

    No-copy


         
    ×CM()   

    دومــ شدیم رفتــ:) 
    های رفقا

    مرسی از همه تون بابت کامنت های زیبا تون واسه بچه ها

    امروز (دوشنبه)رفتیم جشنوارهی فیلم

    تموم که شد خانم عظمی اومد گفت تیممون دوم شد

    از مریوان باختیم به اختلاف 1 گل در دقیقه ی آخر

    همه اینقدرر غصه خوردیممم

    اینقدر حرص خوردیم

    اصلا خیلی بد و ناجور بود اون همه تلاش آخه چرا؟

    همه کلی نارحت بودیم

    بعد هی میگفتم واقعا حیف شد...

    ولی قول دادیم که بچه ها رو فقط دلداری بدیم

    بعد مدیرمون اومد گفت 2 استان شاهکار کردن!

    حالابه اختلاف 1 گل اصلا مهم نیست

    منم که اومدم خونه زنگ زدم بهشون

    همکلاسیم هستی آرزویی با گریه جواب داد

    میگفت همه میگن تقصیر تو بوده اون گل رو خوردیم

    بعد منم تا تونستم دلداریش دادم و بعدشم زنگ زدم فری

    اونم خودش خیلی نارحت بود

     میگفت ما همه 2سال یا بیشتر سابقه داشتیم ولی هستی 1 ماه

    و میگفت هستی3تا پاس رو از دست داده

    منم دبگه رد باره ی هستی  هیچی نگفتم..

    بعد همه زنگ میزدن که تو خیلی دلداریمون دادی و  کلی تشکر میکردن

    حالا اینا همه رو ولشش بهترین قسمتش اینه که فردا همو میبینیم

    ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字

    سه شنبه:
    سلام دوستان امروز تعتیل شدیم واسه بارشـــ

    ولی باز خوبه فردا همو میبینیم
    ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字

    چهار شنبه:

    امروز چهارشنبه بود برخلاف انتظار ما شب کلا برف اومده

    خیلی هم خوشکل و زیاد و البته تعتیل بودیم

    خولی اصلا خوشحال نشدم چون قرار بود دوستامو ببینم که عقب افتاد

    البته ما هم تمام شب و روز رو حرف زدیم باهم

    راستی یه خبر عالی:

    مسلمه جونم-فرناز جونم و شوخان جونم

    چون بازیشون خوب بوده برای کشوری هم انتخاب شدن

    زحمتاشونم به هدر نرفنته پس هورا

    خیلی شاد شدم از این خبر لالالالااااااا

    خدافظ فعلا


    ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字

    جمعه شب:

    اعصابم خعلی داغونه برو بچ!

    پنج شنبه و جمعه هم مرتب بارش برف داشتیم

    البته گاهی کم گاهی هم با شدت زیاد

     معلوم شد که فردا (شنبه)هم تعتیلیم

    بفرما ما یه بار خواستیم تعتیل نباشه که  2 روزش تعتیل شد

    می دویند الان 5 روزه پشت سر هم تعتیلیم


    یک شنبه هم تعتیل نشه خوبه

    والا به قول فرناز الان از گوشم دود بیرون میاد!

    به امید یک شنبه!!!!!!

    خدافظ:/



    ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字


    سلام دوستان!

    امروز 1 شنبه است

    طبق معمول بازم به دلیل سرمــآ تعتیلیم

    اینم 7 روز از تعتیلی پشت سر هم مون

    امروز صبح منفی22 درجه بود سرمااا

    خدایی دیگه داریم روانی میشیم تو خونه

    اینجوری پیش بریم ،فردا هم 90 درصد تعتیله!!!

         
    ×CM()   

    روز چاومـــ 

    سلام خوبید؟

    عاقا امروز که از مدرسه اومدم

    فوری زنگ زدم بچه ها

    هیچ کدوم جواب ندادن

    اولش گفتم حتما مسابقه اند

    ولی بعدش تا ساعت9 همش زنگ
    میزدم جواب نمی دادن

    دیگه کم کم ترسیده بودم

    تا اینکه ساعت 9 و نیم فری زنگ زد

    گفت تمرین میکردن چون فردا فیناله با مریوان

    یا اول میاریم یا دوم

    تا حالا که هیچ باختی نداشتیم

    وایی ببینیم چی میشه

    البته فردا که تعتیله(باش داشیتم):)


         
    ×CM()   

    ساعت شکسته:)) و بروبچ بسکت بالمون 
    سلامــ

    امروز دومینــ روزه که بچه های بسکتــ بالیــ نیستنــ


    خیلی جاشون تو مدرسهـ خالیهـ


    البتهــ روزیــ حداقلـــ 3بــآر باهم تلفنیــ میحرفیمـــ


    100تــآ پیــآمــ هم میفرستیمــ

    ولیــ جدیــ جدیــ میلیـت دلمــ براشونـ تنگ شدهـــ


    الانــم فریــ (فرنــآز)بهمــ زنگــ زد


    از تیم شهر بانه  6-14 بریمــ از سنندجـ هم بردیمـــ


    هــوراااا

    اینقدر خوشحــال
    شدمــ

    خدا کنهــ تا اخرش
    اینجوری پیشــ بریمـــ

    براشونـــ دعــآ کنید

    راستی امروز تو مدرسه ساعت رو شکستی
    م

    سما کمد رو باز کرد بعد ساعت افتاد و شکس
    ت

    اینم عکسشـــ:(با موبایل مامانم گرفته شده)

  • عکسای حدیث جونم

حالا اینو بردار بزار تو وبت
  • خیلیمــ ریلکســـ


    خیلی خوب بای:)



    خدافظـــ

         
    ×CM()   

    حرکتـــــــــــــ 
    امروز جمعه ، ساعت 12 ظهر

    بروبچ بسکت بالی به سمت سنندج حرک کردند

    ساعت 12 و 10 دقیقه بود که شوخان زنگ زد گفت تو اتوبوس هستیم


    بعد نیم ساعتی حرف زدیم دوباره وقتی رسیدن فرناز زنگید بهم گفت


    فردا هم مسابقه دارن


    امیدورام ببرن





         
    ×CM()   

    رفقای بسکت بالی+دست مسلمه جونم 
    سلام

    همونطورکه می دونید از بین گروه(ژامبسف)

    مسلمه شهیدی جونم و فرناز یاعلی جونم

    بسکت بالی هستند

    و امسالم مسبقات المپاد مدرسه مون رتبه ی اول شهری رو در بسکت اورد

    برای همینه که مسلمه و فرناز با چند تا از دوستای عالی دیگه ام

    (هستی آرزویی-شوخان باده-هانا احمد زاده و...) میرن مسابقات استانی

    توی سنندج

    امرزوم آخرین روز دیدارمون بود

    با یه خداحافظی عالی

    کتابهاشون هم پیش بیتاست که براشون مینویسه

    بعدشم شماره هاشونم دادن به هم زنگ بزنیم یه هفته نیستن  خوب!

    تازه شم از مسلمه خانوم قول سوغاتی  گرفتیممم

    دلم خیلی براشون تنگ میشه

    دعا کنین رتبه بیارن

    حالا هم ماجرای دست مسلمه:

    دست مسلمه چندی پیش تو بسکت بال اسیب دیده بود

    و البته تبدیل به دفتر خاطرت شده بود

    امرزو که آخرین دیدار هم بود مسلمه باندای دستش رو باز میکنه

    منم امرزو گفتم از این دفتر یادگاریمون چندتا عکس بندازم:



  • دست دخمل عمه کوچولوممممم




  •      
    ×CM()   

    مطلب رمز دار : جزوه هام 
    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

         
    ×CM()   

    عادمـ برفیــ 

    دفتر خاطرات پرتقالی عزیزم سلام!

    چند روز پیش کهــ برفـــ اومدهــ بود

     با بچه های خالهــ ام(ر و ن)

    رفتیم حیاط ما مثلا آدم برفی بسازیم،

    ساعت4 بود

    اولش یکم برف بازی کردیم بعد به اثرار  من شروع کردیم آدم برفی ساختن....

    ساعت7 بود کم کم هوا تاریک شد

    بعد مامانا همش میموند که بیایید تو سرده

    ولی کو گوش شنوا

    بلاخره خاله کوچیکه ام موفق شد آجیم و ببره تو خونه

    ولی ما نوچ

    ما هم هر 10 دقیقه یه بار میدویدیم تو و خودمونوگرم میکردیم

    بعد شم ساعت9 و 15 دقیقه بلاخره عادم برفی ساخته شد

    آدم که چه عرض کنم غول برفیـــ

    شب هیچی معلوم نبود


     واسه همین این عکسا رو فرداش گرفتیم(آدم برفی کج وکوله):


  • دخمل خاله



  • البته این آدم برفی دومین آدم برفی امسال بود اما بهترین آدم برفی که تا حالاساختم




         
    ×CM()   

    پستو تو بنویس:) 
    ایــن پُــست و شمـآ بنویســین مَــن میخـــونَـــم :|

    هَر متنی و کع دوس دارین " موضوع مهم نیس :| " کامنت بذارین

    پ ن : کامنت نامربوط نذارین

  • مےروند مےگذرند از من روزهایے کہ تمام شدند من مےمانم دستان خالے:) و خیالے کہ پر از بودن توستـ... #پری


  •      
    ×CM()   

    مطلب رمز دار : اند احوالا گروه سرود:) 
    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

         
    ×CM()   

     صفحه هــا: 1 2