تبلیغات
♥دفتر خاطرات پرتقالی♥ ♥دفتر خاطرات پرتقالی♥
http://www.uplooder.net
در ولایت ما بهش میگن ثابت 

سلام دوستای خوبم!  به وبلاگ من خوش اومدید

ژینا همـه ویسـی هستم مدیر وبلاگ

اینجـآ دفتر خاطرات منه ، و داخلش هر اتفاقی که برام می افته،

کارایی که انجام میدم؛ داستـانام، کتابام،،نقاشیام،Painter کاردستیام، 

دوبله هام و...  رو  می زارم ! تا هم خاطراتم رو ثبت کنم

 و هم بیشتر با دنیا اطرافم و همسن و سال هام در ارتباط باشم


شاد باشید






تولد وب:30 دی






     
×CM()   

بازگشت غرور آفربین:) 
درووود دروددد

ملت شریف پرتقال顔文字 のデコメ絵文字 سلاااامم

ژیناتون برگشت! کلی پست گذاشتم و تاریخشوو عوض کردم


مرسی که با کامنت هاتون=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字

 از خشک شدن نهالهای پرتقال  وب جلوگیری کردین عشقا

کلی کامنت دلبرانه داشتم゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字 که تاییدشون کردم و بسیییی 整理 のデコメ絵文字شاد روان گشتم

خبرات جدید اینکه 顔文字 のデコメ絵文字ملینا ب وب برگشته! 

وب نویسای جدید表現 のデコメ絵文字 کلی اضافه شدن!

غزل تیزهوشان顔文字 のデコメ絵文字 قبول شده

هستی آجی مهستی هم 顔文字 のデコメ絵文字وب نویس شدع

کلا خیلی شاد روانم!برگشتنم هپی!

میخوام حسابی برگردم وبلاگ グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字 کلی نیز دوست جدید پیدا کنم

قدیمیا رو یافت کنم グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字کلااا پره حسسممم グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字پره شعرممم


میهن بلاگ سلااااامممم وبلاگ سلاااممم زندگیی سلااام

پرتقال سلاااام دختر خاطرات سلاااام

پ.ن:ملت تابستونا میان وب من در اوقات مدرسه

     
×CM()   

اند حوالات تابستون^^ 
درود قشنگ ترینآ^^

خوبین؟خوشین سلامتین؟

تابستونو چطور میگذروونین؟

تابستون من شده همون کلاس زبان،باشگاه و دوستان!

گاهی میریم باغمون و کلی خوش میگذرنیم؛


با بچه های محله  و دوستای نابم هم کلی برنامه داریم و هر روز یه نقشه!

سارینا(دوست قدیمی ژامبسف)حسابی بهم برگشته...

ملیکا صمیمی ترینم شده بعد 12 سال رفاقت

و ژوان رو حسابی درک  میکنم:)داداش آرامم که جای خود داره


تابستون برام  کلی تجربه جدیدو  آورده

گاهی مینوسم نوشته هامو براتون خواهم گذاشت!

  کتاب میخونم..خوشحالم و فکر میکنم  دارم بزرگ میشم!!!

لب تاب خراب بود برای همین از وب و وب نوسی دور شده بودم!

خواستم بگم من بازم برگشتم:))

هنوز شما رو کنار خودم دارم عایا؟؟/


از دوستای وبی فقط از کیانا،عاطفه شبنم و رضوان و حنانه باخبرم

 اونم به لطف اینستا گرام!

میشه برگردین وباتون؟ محله ی مجازیمونو خراب نکنین..
لطفا!
فعلا به درود:)


پ.ن:امروز تولد بهار و بیتاست!جفتشون همزادن!به جفتشون زنگ میزنم


تولدصبا:) 
درود یاران!

اومدم خاطره بنویسم،خاطره ی چی؟

تولد پیش از موعود ضبا:)

تولد صبا 可愛いやつ のデコメ絵文字میشد 17هم تیر!

ولی ما بیش فعال بازی グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字در اوردیم و انداختیم 31خرداد

تا با یه بهونه ای ゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字همو ببینیم


نتیجه تصویری برای عکس های متحرک انیمه ای


ادامه مطلب:)




تابستون و بعد متها آپ! 

درود整理 のデコメ絵文字 درود

ی ماه و خورده ای تابستون گذشت顔文字 のデコメ絵文字 و من برگشتم顔文字 のデコメ絵文字 به وبلاگ جان

 با حجم انبوهی از خاطره!

میخوام زودِ زود همه خاطرات جاموندهه=?utf-8?B?5YuV54mp?= のデコメ絵文字 رو بنویسم

و باز وب رو به روال عادی=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字 که هر هفته آپ بود برگردونم!

کمکتون رو نیاز دارم!

خیلی 顔文字 のデコメ絵文字دوستتون دارم 

تابستونno title デコメデコメ整理絵文字果物くだものりんごリンゴリンゴぼかしフル のデコメ絵文字 خجسته

و

زنده باد دیار پرتقال!



     
×CM()   

معدل هفتم:)) 
از ترس بابامو فرستادم واسع کارنامع:|

معدل نوبت دومم شده20

منتها با نوبت اول جمع شده معدل کل:
19.95

خوبه:)) خوشحالم:))

     
×CM()   

امتحانات ترم دوم! 
可愛いやつ のデコメ絵文字درود!可愛いやつ のデコメ絵文字

امتحانت ترم دوم رو هم هرجوری *グーミン* のデコメ絵文字که بود گذروندیم.

از نظر درسی خوب بودیم Reading a Bookهمه مون تموم تلاشمون رو میکردیم 

دوستی مون هم پابرجا بود همچنان顔文字 のデコメ絵文字 عین نوبت اول

با این تفات که این سری همه مون توی یه طبقه بودیم

پریسا و ژوان هم (タイトルなし) のデコメ絵文字طبقه ب3 بودن ونانی نیز


و اکیپ دلبرمون نانی هر4تامون توی یه کلاس!

صبح ها با سارینا.ق まるまる のデコメ絵文字و ژوان بلند میشدیم،تاکسیまるまる のデコメ絵文字 میگرفتیم 

و با شوخی و خنده میرفتیم まるまる のデコメ絵文字مدرسه:))

حالا بماند چقدر ماشین های باکلاسی گیرمون می اومد

 که اکثرشون200تومنی نداشتن

میرفتیم با صبا عسل و ژینوcuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字 دیونه بازی درمی اوردیم ،

شوخی و خنده بازار راه میخنداختیم و

 برای امتحان برنامه میچیدیم و گاهی اگه سخت بود میخوندیم

بعضی روزها هم =?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字دقایقی رو با پریسا حرف میزدم 

و ایشون گوشی جانمان را میقاپید:|

بعد هم با بروبچ شهرکえんぴつ のデコメ絵文字 که جمعا12 نفر میشدیمまるまる のデコメ絵文字 راه می افتادیم و

 با اتوبوسまるまる のデコメ絵文字 به خانهまるまる のデコメ絵文字 باز میگشتیم

گاهی هم با سارینا.ق و ژوان゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字 هوس پیاده روی میکردیم

 و توی سرما درحالی که کاپشن تنمون بود،

یخمک میخوردیم و آب معدنی و پفک まるまる のデコメ絵文字 و نخود فرنگی میگرفتیم 

و با شوخی و خنده راه رو پیادهی پیاده まるまる のデコメ絵文字طی میکردیم:)

دوروز اخر رو هم  کلا عکاسیی کردیم 顔文字 のデコメ絵文字و خوش گذروندیم

روز اخر هم با بروبچ شهرک  پارک رفتیم *グーミン* のデコメ絵文字و خنده بازاری بود:))

بعد هم مدرسه به اتمام رسید و

تاااابستتتتتووووون سلااااااام*_*


     
×CM()   

اردوی گوگول^_^ 
دوستان جـآن سلآم

مرسی顔文字 のデコメ絵文字 مرسیまるまる のデコメ絵文字 مرسی کلی کامنت پر انرژی داشتم

 با خوندشون کلی شاد شدم و به خودم گفتم:

هیچ جا این کوچه پس کوچه های وبلاگی نمیشه!

مرسی از لطف تک تکتون!خیلی دوستتون دارم!

可愛いやつ のデコメ絵文字خاطره ی اردو整理 のデコメ絵文字 در ادامه مطلب!可愛いやつ のデコメ絵文字

Related image



امتحانات تکوینی گاو است:| 

با درود فراوان 

 سلام   چه حالینا butterfly.gif (51×56)چه احوالینا؟

وب جانم چقدر خلوت شده جدیدنااا

6259.gif (61×71)(شاعر اندر وطن اندر وطن اند وطنم!)6259.gif (61×71)

جدیدا فقط دوستای مدرسه(ندا الناز ژاله هلیا و...)

میان و کامنتم نمیارن:|

شما دوستان وبلاگیم که guntootsmiley2.gif (41×49)خوب لم دادید خسته نشیدboredsmiley.gif (33×19) ی وقت

 بیخی خودتون در چه حالید؟

 ما که فقط و فقط امتحانات(2186).gif (121×47) و بس!

خدا رو شکر امروز آزمون پیشرف تحصیلی دادیم دیگ انشالله از

طبق پچ پچ ها  از شنبه یکمی اوضاع عادی میشهscaredsmiley.gif (19×33) به یاری پرودگار

بعدم امتحانات شفاییه (گاو خر動物だよ。ウマ のデコメ絵文字) و....

 راسی بچه های کلاسمون خیلی گل شدن جدیدا!

از مسخره بازی سر کلاسlaugh2.gif (19×20) و درس پژوهی بگو تا تقلب کردنا!

اصلا یه امتحان ریاضی دادیم توپ توپ

 یعنی  از خر خونا گرفته dancegirl1.gif (36×34)تا متوسط ب پایین ها 

همههه با دقت و زیرکی بالا مشغول بودن  flirtyeyess.gif (29×22)یه وضعی بود آخر خنده

laugh3.gif (28×24)یعنی هیچ کی نمیتونست بره بیرونlaugh3.gif (28×24) 
laugh3.gif (28×24)از ترس اینکه برگه ها از زیرش نیفتهlaugh3.gif (28×24)

laugh3.gif (28×24)حالا بماند چقدررررر خودمونو کنترل کردیم نخندیم laugh3.gif (28×24)

laugh3.gif (28×24)یعنی بی نهایت تقلبی شده بود این امتحانlaugh3.gif (28×24)

جدیدا یه روشی یاد گرفتن بچه ها:

 مراقبه رو با کتابیbokmal.gif (73×30) امتحانی چیزی سرگرم میکنن


 بعدش هم مشغول میشن dunnof.gif (40×16) اصلا اینقدر باهوششش اینقدر عااقل

+باید ی پست اختصاصی راجع به دوستام بزارم آشناشید باهم!

یعنی با این امتحاناشون هرچی تعطیلی و ذوق بود rolleye.gif (19×18)از حلقمون به زور کشیدن پایین!

4تا درس پژوهی داشتیم  باحال باحال lollipopsmiley.gif (44×37)خیر سرم تو هر 4تاش بودم

هر 4تاش هم منdancegirl1.gif (36×34) نمایده کلاس بوم!!!جلو دوربین

همشم باید میگفتم:حاظر غایب کردم کسی غاییب نیس:|

اصلا یه وضعیههlaugh2.gif (19×20) شده بود تکیه کلامم یه مدتی

برگردیم به بحث تلخ امتحانات که ادبیات واقعا خااااک

screaming.gif (33×28)بالاترین نمره بودم  شده بودم 18!screaming.gif (33×28)

 باوه من به عمر پربرکتم 19 به زور شده بودم

gnomesmileyf.gif (51×27) واسه نوزده مینشیتم اشک میرختم:|gnomesmileyf.gif (51×27)



 حالا با بچه ها اول سال  میفرمودیم:


shakinghead.gif (30×18) زیر 19ونیم دیگه عند بی مخیهshakinghead.gif (30×18)


بعد امتحان ادبیاتjawsmiley.gif (20×26) بچ ها میگفتن(خرخونا)

 laugh3.gif (28×24) laugh3.gif (28×24)16 بگیریمخعلییی هنر کردیم !  laugh3.gif (28×24)laugh3.gif (28×24)

اصلا  هی پسرفت dunnof.gif (40×16)پشت پسفرت

顔文字 のデコメ絵文字 ولی خدایی امتحانات دیگ خیلی سخت شدن顔文字 のデコメ絵文字

スマイル シリーズ のデコメ絵文字خاک تو سرشونスマイル シリーズ のデコメ絵文字

 دلیل یه مدت وب جان نیومدنم writing.gif (44×49)همین بود دیگه!

حالا نیست من خیلیم میخونم!! بعدا مفصل میگم چه غلطی میکردیم!!!

ولی فقط اینکه در کنار سختی های امتحانات گاو :
rainbowed.gif (68×35)مدرسه با دوستان جان خوش است!rainbowed.gif (68×35)

+امروز جو گیر شده بودن بستنی میفروختن تو مد:)

+چند روز قبل واسه آلودگی هوا خانه نشین بودیم:)


شما در چه حالید؟؟؟؟

Related image

     
×CM()   

تولد عید شما مبارک^3^ 
درود درود

تولد عید سال 1397 رو

 به همه شما دلبرای وبلاگی مبارک میگـم

امیدوارم امسال براتون کلی موفقیت به همراه داشته باشه!

و براتون خاطراتی رو آرزو میکنم که

 تا ابد به یاد آوردنشون لبخند روی لبتون بیاره!


happy new year letters animated gif


بفرماید ادامه مطلب


نتایج خوارزمی بزرگوار 


سلام عشقا

نتیایج خوارزمی بزرگوار اومد و دست سازه ی بنده و ژینو

رتبه ی اول شهرستان و رتبه ی  سوم استان رو کسب کرد

برای همین برامون جشنواره ی تقدیر برپا نمودن

اونم درست توی مدرسه خودمون

با بچه های تیزهوشان و نمونه ی از دماغ فیل افتاده که 

قبل از اینکه وارد بشمی ادا در میاوردن:|

وارد که شدن همه میگفتن واقعا این مدرسه تونه؟؟

 خوش به حالتون خیلی بزرگه و  باکلاسه 

چون تازه ساخت و سه طبقه هم هست!

حالا بماند به جرم دانش اموز Reading a Bookخودشون بودن 

 چقدر ازما(من ژینو آتوسا ملیکا) کار  های مهمون داری کشیدن!

پ.ن:عکس اصلی هنوز به دستم نرسیده






     
×CM()   

امتحان زیر نور چراغ قوه:| 

白雪姫★ のデコメ絵文字با درود فراوان白雪姫★ のデコメ絵文字


چطورین دوستان خوبید؟خوشید؟


 یه وقت کامنت ندین جوهرکیبرداتون تموم میشه

دستاتونم درد میگیره،انگشتاتونم فلج میشه،چشاتونم کور میشه،

گردنتونم کج میشه و کلی درد بی درمون میگیرد...

白雪姫★ のデコメ絵文字عاغا دورهمی این هفته ام ک داستانی شد واسه خودش:|白雪姫★ のデコメ絵文字

 گویا حجابArabic Veil بانو جان کتایون ریاحی白雪姫★ のデコメ絵文字 مشکل داشت
Related image

حالا من نمیدونم دقیقا کجاش مشکل داشته ولی حتما داشت دیگه


آخرش نفهیمدم امشب دورهمی هست یا نه

 بریم شعر یادت نره ببینیم

راستی دیشب شب جمعه دیدین؟باز گروها برابر شدن

 اعصاب نزاشتن برامون با این 白雪姫★ のデコメ絵文字ادوینشون:|(اه اه)

白雪姫★ のデコメ絵文字بیخیال اینا بشیم白雪姫★ のデコメ絵文字

 چهار شنبه  امتحان کلاس زبان ترم یک فامیلی چهار رو دادایم

قرار بود با ملیکا بریم کلی منتظر شدم نیومدRuminateآیفونشون کار نمیکرد

 چون برق نبود البته در مواقع عادی نیز کمتر پیش میاد کار کنه

گوششیم طبق معمول پول توش نداشت

هیچی دیگه راه افتادم تنهایی رفتم تو راهم ساری白雪姫★ のデコメ絵文字 رو دیدم  و 

دوتایی قدم به آموزشگاه نهادیم

وارد شدیم دیدم همه جا سوت و کور و تاریک


تیچر جان هم که صندلیا رو به تاریکی گذاشته بودن که هیچی نبینیم اصلن

عاغا منم بارونی زرد پوشیده بودم 白雪姫★ のデコメ絵文字نور میتاباندمSun واسشون

بعد کلی غرغر کردن ما تیچر یه چراغ قوه آورد

 رو برگه هامون میگردوند که بتونیم جواب بدیم

:اشباح امتحان گونه در جلد نور:|

白雪姫★ のデコメ絵文字بعد که برگه ها رو دادن به ما بیچاره های درمانده白雪姫★ のデコメ絵文字

هیچی دیدم برگه اینقدددررررر سخته که به عمرم چنینی امتحانی نداد بودم

بعد منم این مدت کلا درگیر امتحان میان ترم و

خوارزمی و مسابقه و لیگ ریاض یو این زهرمارات Reading a Bookبودم

 که به قران کتابو نگاه نکرده بودم

همون اول صفحه رو دیدیم هیچی بلد نیستم:|

صفحه بود شکر خدا انشا بود و 10تا سول آسون

اونارو کال نوشتم برگشتیم سر فعل ماضی و این چرندیات

منم به طرز جادویی همه گذشته ها رو یادم رفته بود

白雪姫★ のデコメ絵文字من:تیچر گذشته ی هَو؟白雪姫★ のデコメ絵文字

تیچر:هرچند نباید میگفتم ولی هَـد

دوبارهمن:تیچر گذشته ی بای(خرید)؟

تیچر:اینو بگم ک جواب دادم سواله رو

من: اره میدونم:)

بعد نیم ساعت یه کم این فعل ماضی可愛いやつ のデコメ絵文字 را با کمک مغز و هر آنچه 

در کلاس مدرسه آموخته بودم جواب دادم

سوالهای بعدیشم گذشته داده بود گفته بود حالش رو تو جمله به کارببرید

بعد دیدم چندتا جواب سوال قبلی اینجا هست با ذوق 

گفتم:وای هورا 顔文字 のデコメ絵文字یافتم!

سارینا:وای تور و خدا 顔文字 のデコメ絵文字به منم بده

顔文字 のデコメ絵文字ملیکا:من فردا میام  امتحان میدم دوباره顔文字 のデコメ絵文字

نارین:تیچر چرا شما نمیرید کلاس بی؟

تیچر:10دقیقه دیگ برگه ها جم میشن

بهار:بچه ها نیم ساعت دیگه気持ち のデコメ絵文字 تیچر منظورشونه

دلارا(این بچه است تازه اومده顔文字 のデコメ絵文字):تیچر Flowerجاااااان


تیچر:من هیچی نمی دونم

لعیا:پس انتظارتون چیه از ما!

مـآ:     مَُُُُُردیم  از خنده که!

به خدا خودمم نمیدونم چی جواب دادم

خلاصه زیر نور چرا قوه به هزار بدبختی  امتحان دادیم

قطعا در آینده من این 1ساعت رو اینقدر به بچه محصلا سر کوفت میزنم

تا بمیرن هی میگم:

ما زیر نور چراغ قوه امتحان میدادیم اون وقت شما....






بعدا نوشت:جواب امتحان اومد 顔文字 のデコメ絵文字برعکس بقیه امتحانامスマイル シリーズ のデコメ絵文字 یه پسرفت بزرگ داشتم

تو برگه شده بودم 18 و 75 تیچر با نمره کلاس کرد 19 و نیم

دورهمی هم پخش نکردن نشستیم پای شعر یادت نره


     
×CM()   

موکوتاه:) 


با درود فراوان 整理 のデコメ絵文字حالتون چطوره؟خوبید دوستان جـان؟

 راستش مدتی بود که まるまる のデコメ絵文字 بنده شدیدا در جنگ با هیولای بد جنسی به نام#موخوره بودم

تا اینکه طی اقدامی کاملا یهویی یهویی تصمیم به کوتاه کردن 文具だよ。ハサミ のデコメ絵文字موهای گرامی گرفتیم

و در تاکسی مادر بزرگوار کلی باهام حرف زد که من موکوتاه خیلی بهم میاد

(روش متشابه تمامی مادران سراسر دنیا برای دوگوش بالای ما سر ما نهادن動物だよ。ウマ のデコメ絵文字)

و موخوره است و باید بزنم وگرنه کچل میشویم و کلی حرفای دیگر

که باعث شد بنده خام خام شوییم顔文字(///∇///) のデコメ絵文字 و بگوییم چشم:)

و به آریشگاهی ک -از از وقتی یادمه قاتل موهام بوده顔文字 のデコメ絵文字-  قدم نهادیم

بعد قسمت تلخ ماجرا اینجاست که وقتی موهای بزرگوار داشتن به زحمت تا آرنجم میرسدین

وقت کوتاه کردنشون شد و آریشگر میفرمود که موهام خیلی لَخت و پر پشته

هیی دیگه موهامو که نگاه کرد دید موخوره تا تهش نفوذ کرده =?utf-8?B?44KG44KL44G144KP?= のデコメ絵文字و مرتبا کوتاه کرد

حالا تا زی رگوشمان میباشد و چتری های رومخ:|

به این شکل+چتری


اما از آنجا که بنده یک عدد دختر رنگی رنگی میباشم

و رنگی رنگی یعنی زندگی شاد،از موکوتاه بودنمان نهایت استفاده را میبریم

اصلا از قدیم گفتن:

توپ تانگ کودتا   دخترفقط مو کوتاه

پ.ن:بهار مرتبا میفرماید:سقز،بوکان و اهواز دختر فقط مودراز:|


     
×CM()   

تولد فرنازی:) 












هفت اسفند تولد فرناز خانوم توی کافی شاپ روژا

کلی خوش گذشت و با دوستای امسالش آشنا شدم




     
×CM()   

اند حوالات خوارزمی^^ 
http://s9.picofile.com/file/8319917668/Untitled.png
سلآم سلآم

چطورین دوستان白雪姫★ のデコメ絵文字 جـان؟

ما هم که نمی دونیم خوبیم یا خیر!

اندر حوالات خوارزمی بزرگوار まるまる のデコメ絵文字رو دنبال میکنیم

که  اولش به بنده اجازه داده شد可愛いやつ のデコメ絵文字 در دو محور:

زبان وReading a Book دست سازه شرکت کنم؛ بنده هم  شاد روان گشتم

و برای زبان کلی خودمون  و آقای پناهیHeart Smile( و خانم حسین زادهDeco-mail pictograms of various رو

 به زحمت انداختیم،برای دست سازه هم با ژینو و آقای رنجبری

و دبیر های علوم و ریاضی و ...مون کلی کار کردیم

بعد اون روز ی که فیلم برداری زبان بود ، خانم مدیرجان فرمودند

ژیناااااا تو که نباید توی دوتا محور باشی!فقط یکیشون رو بای انتخاب کنی

منم که عشق زبانhttp://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gif و دل کندن از آن برایمان همی دشوار

از یه طرف هم  با ژینو کلی کار کرده بودیم روی دست سازه

و خانم حیدریان هم بسی  اصرار داشتند که

دست سازه رو انتخاب کنم  احتمال برنده شدنمون زیاده

 و چون  خوارزمی زبان  سال هشتم و نهم هم هست 

منم خوب  بعد کلی متفکر شدن  و  تماس با پدر گرامی 

 و حتی حرفهای بهار و صبا و عسل قبول کردم!

و زبان رو بیخیال شدیم

به جای خودم صبا رو گذاشتم اونم که نمی تونست توی 4 دقیقه

همه نمایشنامه ی 1 ساعته مونو حفظ کنه

بعد فیلم بردار عزیز برای فیلم اومد و فیلم بردایش رونمود

کلی هم کلافه شد که چرا تمرین نداشتید:|

بابا یکی نیست بگه

 شما خودتون توی 4 دقیقه میتونی

 5 صفحه رو از حفظ بگی آخه برادر من؟؟

حالا بماند دستیار فیلم بردار که فوقش 22 سالش میشد

 مرتب ایراد های عجیب غریب میگرفت

まるまる のデコメ絵文字مثلا میگفت: she اشتباهه باید بگید he :|まるまる のデコメ絵文字

http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gifقانع هم نمی شد که توی انگلیسی مذکر و مونث فرق دارنhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif

 آخه تو فیلم برار هم نیستی چه برسه به داور مسابقه

کلی اعصابمون動物だよ。ウマ のデコメ絵文字 درب و داغون گشت!

حالا جالترین قسمتش اینجاست که انشای من

 به عنوان انشای خوارزمی  برتر مدرسه فرستاده شده اداره

منو وخانم محمودی ادبیات هم هیچی نمیگیم که هیچی نفهمن!

خوارزمی هم دردسری شده برامون به خدا

حالا باز از روزمون استفاده کردیم و

 کلی عکس گرفتیمhttp://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gif که در بالا مشاهده می کنید
عینکیه من:)
فرشتهه صبا:)
چش قلبیه بهار:)
پلیور طوسیه عسل:)
جای بقیه خالی:)


فقط دوستان جان خواهشا دعا کنید دست سازه مون رتبه ی چیزی بیاره



به درود


     
×CM()   

ولنتاین مبآرکـ:) 
تصویر مرتبط


سلآمـ سلآمــ
عاغـآ ولنتاینـ مبارکــ

ولنـتاین مـا که واقعا باحال شروع شد:

اولش که سرویس جان جامون گذاشت

20 دقیقه منتظر بودم  ،حاجی جان نیومد

دیگه رفتم زنگ خونه همسایمون و زدم

 گفت ملیکا خیلی وقته رفته!!

خوب خوب بعد کلی انتظار با پدر گرامدخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهی رفتیم مد

زنگ اول هم علوم با خانوم مام سلیمی()

همون اول اومد گفت همه ویسی بیاد پای تخته:|

من:چرا؟

خانم مام سلیمی:تو بیا میگم بهت


هیچی دیگه کتابو باز کرد شروع کرد از من بد بخت پرسیدن

یه سوالو یادم رفته بود  که با ایما و اشاره ژینو گرفتم

بعد نیم ساعت اجازه داد بشنیم

حالا چهارشنبه ها ما دو زنگ معمولا بیکاریم

اکثر جلساتو میزارن زنگ آخر چهار شنبه که ورزش داریم

زنگ 2 هم که تفکر و سبک زندگی

دبیرش معاونمونه(خانم شریفی) وقت نداره بیاد کلاس:|

البته بعضی وقتا جفتشون هستن

حالا قرار بود زنگ 2 فیلم بگرن ازمون  واسه خوارزمی زبان

 تیم من و بهار بودیم که گفتن شنبه:|

جاش ما و دوتا نهمی رو بردن طبقه 3 توی سالن اجتماعات

حالا بماند چقد با میکروفون بازی کردیم

بعد سه نفر اومدن از بهداشت مزاحم شدن

کلی حرفیدن برامون ما هم  خیلی آروم و عاقل گوش میدایدم

اصلا 3 تا شون شاخ در آورده بودن هی میگفتن واقعا عجیبه همیشه اینقدر آرومین؟؟

خانم قیصریان:همیشههههه

یعنی واقعا هنوز اون رو  ی دیگه مونو ندیده ان

حالا بماند من مدل اینا شده بودم

هر 2 دقیقه یه بار یه کاغذ میدادن دستم عکس برداری میکردن:|

این ور از اون ور از بالا از راست از چپ:|

خلاصه بعدش تموم شد ما رفتیم پایین،

قرار هم بود که هر چهارشنبه ما زنگ ورزش بریم باشگاه

ما هم که 28 نفر توی حیاط ول بودیم تا یه سرویس پیدا شد

ما هم با جیغ و داد آوردیمش گفتیم ما رو ببره باشگاه

در زمانی که کادر دفتر همشون مشغول پذیرایی  از مهمانای بهداشت بودن

سر خود سوار شدیم بدون هیچ همراهی رفتیم باشگاه

حالا بماند این مینی بوسه رو گذاشتیم رو کولمون:|

رسیدیم باشگاه میبینیم در بسته است

سرویسه هم رفته ما هم 28 تا ول تو پارک(باشگاه تو پارکه)

هیچی دیگه از در پشتی 5-6 نفر مون مثله مرداک

و این کاگاها وارد شدیم

صبا اول وارد شد در سکوت بعد با جیغ گفت هورااا خانم حیدیان هست


ریختیم تو باشگاه و لباس عوض کردیم و پیش به سوی زمین والیبال

کلی خوش گذشت و بازی کردیم هرچند که دیر رسیده بودیم

خیلی محشر بود،بعد دوباره سوار سرویس شدیم بریم مد

سوار که شدیم فکر کردیم که خانم حیدیان مثله همیشه

با مازراتی خودش میاد(پرایدش:|)

دیگه شرع کردیم انواع آهنگهای رو خوندن

از ماکان بند و پازل بند و حمیدهیراد و بهنام بانی و... گرفته

تا آهویی دارم خوشگه فرار کرده ز دستم و یه توپ دارم:|

بعد که به خیابون مدرسه رسیدیم رسیدیم صبا گفت

ژینا خانم حیدیان!

منم توی خیابون  رو نگاه میکردم:که کو کجاست؟

گفت بابا صندلی جلو رو ببین

خدایی همه مون Whoop De Dooمردیم !!

خانم حیدیان جلو نشسته بود و به ما مینگرید

هیچی دیگه کلی ضایع شدیم ولی ایشوننFlower که گُله 

بعدم که نیم ساعت توی مد ول خوردیم 

 بعدم که حاجی اومد و من شروع کردم غر زدن که:

 چرا منو جا گذاشتین رفتین؟تنها گذاشتین رفتین؟

(Sunدوباره نور شاعر شدنم تابیدSun:)

خدایی همیشه کلی منتظر بچه ها هستین و زنگ در خونه شونو میزنید و...

حاجی:ینقدر غز نزن اسمم نوه امو عوض میکنمااا

(اسم نوه اش ژینا س)

بعدشم که اومدیم خانه جان و کلاس زبانمون رو رفتیم

و کلی طبق معمول تو کلاس زبان خندیدم

و به فرنازمون پی ام دادیم

و شب هم که رفتیم خونه بابابزرگ گرامی و برگشتیم:))

روز بعدشم که باز کلا از ساعت4 تا 1شب خونه بابا بزرگ بودیم

با خاله جان ها (بجز خاله بوکان)

اینم از روز عشق ما:|

انشالله اون خرسایی که کادو گرفتین

 امشب زنده شن و همه تونو بخورن:|

Image result for ‫رفیق ولنتاینت مبارک‬‎


دوستان روزتون مبارک:)


     
×CM()   

 صفحه هــا: 1 2 3 4 5

https://www.uplooder.net/img/image/38/5774100f8834c7543aec120d985f983e/webhamiar.png