کلاس زبان:|
یکشنبه 29 مرداد 1396 × 06:53 ب.ظ   


قضیع  امتحان زبان:

عاغا ما 29 مرداد امتحان زبان داشتیم ترم 2فامیلی3 رو به اتمام رسونیدم(بلاخره!)

Geminiهمونطور که میدونید این همکلاس یهای زبان از همو اول اولش باهم بودیم

 جز 3 تا شون که چند رو ز پیش اومدن و خیلی آرومن:|

ماهم ماشالله پرحرففففف شیطونننن

خلاصه امتحانو من اصلا دست بهش نزدم تو خونه هی گفتم مثل قبلیه اسون و

درگیر مانتو و کتابهای  مدرسهReading a Book بودم بیشتر 

خوب رفتم سر جلسه برگه رو دیدم این شکلی شدم اصلا( بد بخت شدم رفت)

من: تیچر این دقیقا چرا اینجوریه؟

آقا پناهی:چجوریه دقیقا؟

بهار(همون دختر دوست صمیمی پدرم  دوست من):اره خیلی یه جوریه

صبا:چقدر این سختهههه(با جیغ خفیف:|)

رومینا:تیچر میشه یه ساعت برم خونه وبیام؟

من: عاغا من بازی نمیکنم!(تکه کلامم شده این جدیدا:|)

آقای پناهی:جواب بدین 1 ساعت دیگه ازتون میگیرم!!!!!

عاغا ورقه رو به هر بد بختی بود جواب دادم تهش یه سوال بود بلد نبودم 

از نظر املایی بلد نبودم البته بعد یهوی هی سر چرخوندم یهو رو دیوار روپوستر دیدمش

با ذوق گفتم:عه پریا یه دقیقه سرتو بزار اون ور 

تیچر:امتحانو جواب بده!

من: اخه باید ببینم سایبر سکول چه جوری نوشته میشه!!!

آقای پناهی:ورقه رو بده لطفا

منم مثله یه دخی خوب و گل ورقه رو دادم سایبر سکول هم نذاشت بنویسم


حالا ملیکا: عزیزم تو تقلب بلد نیستی میگفتی من یادت بدم اخه این چه وضعشه


خلاصه کلام ورقه رو دادم  تیچر هم با اخم مشغول برسی بود !

منم داشتم به دیار باقی میشتافتم!!!

بعد یهو آقای پناهی:این ورقه تو بود ژینـا؟

من آب دهنمو قورت دادم و گقتم:بله...

خوب:تو....

من:نهههههه نگید چند گرفتممم پیش اینااا !

آقای پناهی:عاخه 20 شدی!
من :هرجور حساب میکنم میبنم سایبر سکول ننوشته ام 20 نمیشه که
آقای پناهی:خوب حالا 19 و70 شدی

من:وایی عاره 20 شدم

عاغا کلا از ذوق و شادی داشتم دوباره به دیار باقی میشتفاتم

   
عــآبیـ✌ :| × Comment()