تبلیغات
♥دفتر خاطرات پرتقالی♥ - تولدصبا:) ♥دفتر خاطرات پرتقالی♥ - تولدصبا:)
http://www.uplooder.net
تولدصبا:) 
درود یاران!

اومدم خاطره بنویسم،خاطره ی چی؟

تولد پیش از موعود ضبا:)

تولد صبا 可愛いやつ のデコメ絵文字میشد 17هم تیر!

ولی ما بیش فعال بازی グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字در اوردیم و انداختیم 31خرداد

تا با یه بهونه ای ゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字همو ببینیم


نتیجه تصویری برای عکس های متحرک انیمه ای


ادامه مطلب:)


قبلش من ژینو و عسل هماهنگ کردیم که سوپرایزشو چی بزاریم 

تا بچه ام یکم غم انگیز 顔文字 のデコメ絵文字بشه:/(ادبیاتم 顔文字 のデコメ絵文字تو حلق داعشاا)

عاقا ساعت2 و نیم 天気だよ。晴れ のデコメ絵文字ظهر
:|
 بنده رفتم خونهドット のデコメ絵文字 کاک شفیع یک عدد اینا پوشک بچه بگیرم ازشون:|

بعد عسل کل سوپریارو گشته بلاخره ی بسته بیسکویت مادر گرفته

ژینوعم ک پستونک بچگیشو http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gifشسته آورده

بعد همو جلو مدرسع ملاقات  نمودیم و اینا رو کادو  بندی نمودیم

زنگ زدیم صبا بیا دنبالمونhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif خونتون نَبَلدیمم


بعد صبا اومد゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字 و بغل وو بوس顔文字 のデコメ絵文字 و این جور چیزا

سپس ارتشمون وارد ساختمون شد و عین زلزله گذاشتیم رو سرمون

کسی هم به جیغ جیغای 可愛いやつ のデコメ絵文字صبا ک مینالید خفههه اهمیت نمیداد:|

سپس وارد خانه ☆きゃわ★ のデコメ絵文字و کاشانه شدیم(از بس وب نیومدم حرف زدنم یادم رفتع)

اولش خونه رو برانداز کردیم بعد با سانا آجی کوچیک جیگر صبا 

یکم عکاس بازی در اوردیم:



بعد مامان و اجی صبا اینا رفتن پارک顔文字 のデコメ絵文字 ماهم 5تایی

(عا یادم رف روژان دختر خالع ژینوهم゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字 باهاش اومده بود)

پذیرایی از خودمون و حرف زدن顔文字 のデコメ絵文字 و شوخی و خنده

چند دور پانتومیم *グーミン* のデコメ絵文字و بعد خواننده بازی グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字و بعدشم حرف زدیم  

با کلی  مسخره بازی可愛いやつ のデコメ絵文字 با چاشنی عکسایی:


بعد سوپرایزو دادیم صبا کلی فحششمون داد و کتک زد

نا امید فک کرد تنها هدیه اش همونه

بعد هدیه 西瓜・すいか・スイカ・フルーツ・マリン・夏・食べ物 のデコメ絵文字اصلیا رو دادیم:


و بعدشم کیکو اورد *グーミン* のデコメ絵文字که اخر خنده بود 

با رقص خود اختراعی و ادا اطوار و بعدم کارد رقصون ژینو


بعد رفتیم اتاق اجی ゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字صبا با لب تا آجیش بهمون عکس نشون میداد

یهوو زنگ درو زدن顔文字 のデコメ絵文字 و آجی صبام نباید میفهمید ما تو اتاقش بودیم


゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字عسل جیغ زد مولا حمله کررردنن゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字

همه باهم هرچی میوه و شیرنی  و اجیل بودو

به سرعت برداشتیم بردیم اتاق پدیرای

 صبا لپتابو بست و درو باز کرد 

ماهم نشستیم رو مبلا درحالی که عین چییییی نفس نفس میزدیم

اینقدر خندیدیم بعد اجی ایناش اومدن بالا

気持ち のデコメ絵文字که یهو یادمون افتاد ای دل غافل気持ち のデコメ絵文字 لب تاب خاموش نیس ک気持ち のデコメ絵文字

صبا گف اگه اجازه هس ゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字این اهنگ میزارم باهاش 

ک خاموش شکردیم و تموم شد و رف

بعد دیگه ساعت8  اینا بود بابام زنگ زد گف

 بزار یادت بیارم عقد پسرعموتهhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif

 دیگع همه رفتن خونه و من و صباهم顔文字(///∇///) のデコメ絵文字 حیاط منتظر باباعه من بودیم

 که کلیی حرف فلسفیハート のデコメ絵文字 و عاقلانه و جدی(タイトルなし) のデコメ絵文字 و منقطی زدیم که فوقلعاده بود


سپس بابام اومد و پیش ب سوی عقد پسرعمو چـــآن:))

     
×CM()   

https://www.uplooder.net/img/image/38/5774100f8834c7543aec120d985f983e/webhamiar.png